معين الدين نطنزى

173

منتخب التواريخ معينى ( فارسى )

هردو امير از بركت دولتخواهى آن شيرمرد با اسپ و سلاح و زاد و راحله مرفه الحال روانهء گرمسير قندهار گشتند و بعد از چند روز كه آنجا متوطن شده بودند از آن راه روى به خزار و كش و نخشب نهادند . چون [ به ] بخارزندان رسيدند اولجاى تركان آغا را در آنجا گذاشته خود در ميانهء ولايت درآمدند . از خدمتكاران قديمى تيمور كه با پانزده نفر سوار به ايشان ملحق شد ، و به اتفاق گلّه‌هاى آن نواحى را براندند و از آب جيحون عبور كرده به جائى كه مناسب بود مقيم شدند . شدت گرما به مثابه‌اى بود كه امكان دور شدن از كنار جيحون متعذر بود . ناگاه از دور سواد غلبه‌اى پيدا شد . از غايت تعجيل كه مبادا سپاه دشمن باشد ، بار ديگر از آب جيحون به طرف ولايت گذشتند و تا مراجعت ييلاق‌نشينان در صحرا و هامون به سر مىبردند . چون ييلاق از صحرانشينان خالى شد يك ماه ديگر در ييلاق مقيم شدند . بعد از آن شبگير كرده به دو روز و يك شب خود را در سمرقند به خانهء قتلغ تركان آغا كه خواهر امير تيمور است ، رسانيده چهل و هشت روز متوارى شدند . چون خبر ايشان به تسامع فاش شدند باز عزيمت شهر سبز كردند و در نيازى نام دهى كه ملك امير تيمور بود ، چهل و هشت روز بنشستند . بعد از آن شبگير خود را باز به لب جيحون انداختند . در آنجا تيمور خواجه اغلان و بهرام جلاير با امير تيمور ملحق شدند و به اتفاق متوجّه گرمسير گشته با امير حسين پيوستند . بعد از چند وقت كه ايشان [ را ] در آنجا توقف اتفاق افتاد بهرام جلاير بىرخصت امرا از غايت تهتّكى كه داشت روى به هندوستان نهاد . امير حسين و سلطان غازى روى به سيستان نهادند . و تا غايت هزار سوار با هردو امير جمع شده بود و كار ايشان روى در ترقى نهاده بود . ملك سيستان ايشان را نيكو معزز و مكرم داشت و در ظاهر شهر فرود آورد . اتفاقا ميان ملوك سيستان مخالفت واقع بود و هر روز موادّ [ فتنه ] زياد مىشد . ملك فخر الدين امرا را به تحف و هداياى بسيار وعده كرد ، مشروط بر آنكه تمامت سيستان را چنانچه دلخواه اوست براى او صافى كنند . امرا نيز قبول كردند و به اندك فرصت تمامت مملكت سيستان از فتنه و فساد پاك شد . ملك فخر الدين ، از وعده‌اى كه كرده بود از هزار يكى به ظهور نرسانيد . امرا خشم